سخنان امام علی
بسم الله الرحمن الرحیم ![]()
از سخنان قصار امیر مومنان امام علی (ع)
1: بهترین عبادت آن است که پنهان باشد .
2: بخل ، ننگ است .
ترس ، عیب می باشد .
فقیر در شهر خود غریب است .
ضعف و عجز آفت می باشد .
صبوری شجاعت است .
زهد ، ثروت می باشد .
احتراز از معصیت ، سپر است .
3: بهترین همنشین رضایت از سرنوشت است .
علم میراثی است گرانبها .
صفات پسندیده هرگز کهنه نمی شود .
فکر درست آیینه ای است صاف .
4: ای فرزند آدم وقتی می بینی خداوند درهای نعمت خود را به روی تو گشوده و تو شکر بجا نمی آوری از قهر خدا بترس .
5: ببخش نه به اندازه ی اسراف ، میانه رو باش نه به اندازه ی چشم تنگی و بخل.
6: زبان عاقل پشت دل اوست و دل احمق پشت زبانش .
7: گاهی خداوند بیماری را وسیله زایل کردن گناهان قرار می دهد و گرچه بیماری دارای اجر نیست ، اما همان طور که برگها از درختان فرو می ریزند گناهان از تو فرو می ریزد و دور می شود و اما اجر و پاداش در زبان است با گفتار ، و در دستها و پاها می باشد با کردار ، و خداوند بندگان پاک طینت را که دارای نیت صادقانه هستند اگر بخواهد در بهشت جا می دهد .
8: خوشا به حال کسی که در فکر معاد باشد و برای روز حساب عمل نیک کند و به آنچه به او می رسد بسازد و از مقدرات خداوند راضی باشد .
9: آن بدی که تو را اندوهگین کند بهتر از آن خوبی است که سبب خودپسندی تو شود .
10: مرتبه و قدرت مرد ، به اندازه ی همت اوست و صداقت هر مرد به اندازه ی مروت او می باشد و شجاعتش به اندازه ی تنفرش از کارهای ناپسند است و عفت هر مرد به اندازه ی غیرت اوست .
11: سخاوت آن است که بدون درخواست دیگری ، ببخشند وگرنه بعد از درخواست ، آنچه می بخشند برای پرهیز از مذمت می باشد .
12:صبر بر دو نوع می باشد یکی صبر برآنچه نمی پسندی و از آن نفرت داری و دیگری صبر برآنچه مورد علاقه ی تو است و دوست می داری .
13: پایه و خمیر مایه تمام شهوتها ، دارایی است .
14: کسی که تو را می ترساند ( از کارهای که نباید کرد ) مانند کسی است که به تو بشارت می دهد ( تو را مژده نیک بختی می دهد ) .
15: قناعت ثروتی است که هرگز نقصان نمی پذیرد .
16: کسی که برای کار دیگری شفاعت می کند چون بالهای اوست ( که وی را به پرواز در می آورد و سبب موفقیت او می شود ).
17: از عطا کردن ( بخشیدن ) هر قدر کم باشد شرمگین مباش چون بهتر از این است که محتاجان را نا امید برگردانی .
18: از حاجت خود هنگامی که می فهمی که بایستی به نا اهل مراجعه نمایی به کلی صرف نظر کن .
19: شناختن جاهل از این دو علامت است که افراط می کند ویا تفریط می کند .
20: عفت ، زینت تهیدستی و شکرگزاری به درگاه خدا ، زینت توانگری است .
21: روزگار ، آدمی را سالخورده می کند ، اما آرزوهای آدمی را زنده می نماید تا روزی که مرگ نزدیک می گردد و در آن موقع آرزوها دور می شود .
رسم دنیا چنین است که آن کس که به ثروت دنیا دست بیابد دچار رنج می شود و آن کس که در دینا چیزی بدست نیاورد به سختی می افتد .
22: مردم دنیا ، چون مسافرانی هستند که در حال خوابیدن سفر می کنند .
23: با هر نفس کشیدن آدمی یک قدم به مرگ نزدیک تر می شود .
24: این روایت را یکی از اصحاب امیرالمومنین نقل کرده که نزد معاویه رفت و معاویه از او پرسید حال علی چگونه بود ؟
(ضرار بن ضمره ضبابی ) گفت به خدا قسم در تیره شب دیدم که علی بن ابیطالب (ع) در محراب عبادت خود ایستاده و ریش را به دست گرفته و مانند مارگزیده که دچار درد غیر قابل تحمل باشد آن را می پیچید و می گریست و چنین می گفت :
ای دنیا ، دست از من بدار ، چرا معترض من می شوی ؟... مگر آرزومند من هستی ؟ من نمی خواهم لحظه ای بیاید که تو به من نزدیک شوی و من به تو حاجت ندارم و برو دیگری را بفریب ، ای دنیا من تورا سه طلاق دادم و دیگر رجوع نخواهم کرد . ای دنیا زندگی کردن با تو کوتاه است و ارزش تو بسیار کم و آه از قلت زاد و برگ سفر ، و درازی مدت سفر ، و سختی آخرین منزل.
25: به شما سفارش می کنم پنج چیز را بیاموزید و برای فراگرفتن آنها رکاب به بغل شتر خود بکشید ( یعنی شتاب برای رسیدن به مقصود کنید ).
اول – به جز خداوند امید نداشته باشید .
دوم – از هیچ چیز جز گناه نترسید .
سوم – وقتی نمی دانید از گفتن کلمه نمی دانم خجالت نکشید .
چهارم – وقتی نمی دانید از پرسیدن شرم نداشته باشید .
پنجم – صبر داشته باشید چون صبر برای مومن چون سر برای آدمی است و همان طور که کالبد بی سر بدون اثر است مومن بی صبر بدون اثر است .
26: از کسی که بعد از توبه و استغفار از بخشایش خدا ناامید است حیرت می کنم .
27: کسی که امور خود وخدا را اصلاح کند خداوند امور او و مردم را اصلاح می نماید و کسی که کار آخرتش را اصلاح کند خداوند کار دنیای او را اصلاح می کند و آن کس که به نفس خود اندرز بدهد ( خود را با رهنمود عقل و ایمان اصلاح کند ) خداوند برای حفظ او محافظ می گمارد .
28: خیر آن نیست که تو دارای ثروت و فرزندان زیاد باشی بلکه آن می باشد که بر علم خود بیفزایی و حلم تو بیشتر شود و با بندگی به درگاه خدا نزد خلق سرافراز شوی . اگر نیکی کردی خدارا تشکر نموده ای و اگر بدی کردی نزد خدا توبه و استغفار کن و در دنیا خیر نیست مگر برای دو نفر ، یکی آنکه به وسیله ی توبه گناهان خود را جبران می کند و دوم آنکه در کارهای نیکو شتاب می کند .
29: کاری که با تقوی به انجام برسد اندک نیست چون کاری است که مقبول خداوند واقع می شود .
30: وقتی خبری می شنوید به عقل خود مراجعه نمایید و در آن بیندیشید چون روایت کنندگان علم زیاد هستند و اجراکنندگان آن معدود .
از نهج البلاغه ترجمه شادروان جواد فاضل چاپ دهم 1345
سخنان علی بخش نخست . توحید :
آنکس را می ستایم که ستایش گویندگان تا آخرین حد مبالغه ، وصف کمالش را کفایت نکند و
روزی خواران از شمردن نعمت بی پایانش عاجز باشند ، و هر چه بکوشند یک از هزار آن را سپاس نتوانند ! .
وه چه پایگاه بلندی که افکار دور اندیش در پیرامون آن نگردد ، چه اقیانوس ژرفی که غواص
خرد بازیچه ی کوچکترین موجش گردد ، همی شنا کند و در جزر و مد آن دریای بیکران بی
اختیار بدینسوی و بدانسوی رود ، ولی سرانجام همچون دسته ای خاشاک تسلیم تلاطم امواج
شود ، دستی تهی به ساحل آورد و اندامی سخت خسته و فرسوده به کنار کشد !
صفات کمالش را حدی نیست تا بتوان به میزان آن پی برد ، و نام های دلاویزش آنچنان بزرگ
و پاک باشد که از سطح عالی لغات فراتر نگاشته شده است .
جمال ابدیت در پس پرده ی غیب ، پنهانی مصلحت ندانست ، ناگزیر پرده از رخسار دلارا
برداشت و برصحرای خاموش عدم که کشور خراب آباد ماهیات بود فروغ وجود بدرخشید و آن
اشباح افسرده را که همچون خیال سبک و همچون سایه ی بیرنگ بودند صفای هستی و
استقامت حیات بخشید . چرخ آفرینش به حرکت افتاد ، و نسیم عشق ورزیدن گرفت ، گهواره ی
لرزان زمین با کوه های گران سنگ که برسان میخ در او کوفته شدند استوار گردید و صلای
دلکش زندگی و غوغای آشنایی در فضای خاموش دنیا منعکس شد . ارواح آشفته به اهتزار
درآمدند و افسردگان بی حس و حال بتکاپو و حرکت گرم شدند . باری جهان پدید آمد و زندگانی سروصورت گرفت .
آغاز دین ، معرفت کردگار است ، ایمان برذات آفریدگار .
ایمان را به توحید خداوند یعنی شهادت بریگانگی او تکمیل کنند و توحید را با صمیمت و اخلاص تمام نمایند .
صاحبدلان چون صمیمانه بر وحدت خدای اعتراف کردند ، آنچنان بی آلایش و پاک بینند که از
هر نام و صفت ذات مقدسش را منزه و پاک دانند .
وجودیست که با عدم سابقه ندارد و هستی او آغازی نیست .
با همه چیز است و دور از همه چیز ، آنچنانکه جرم خورشید با پرتو نافذ خود کائنات را نوازش
کند ، ولی خویش فرسنگها از آن بدور باشد . چرخ فلک می گردد ، ولی گرداننده ی آن از آلات و اسباب تهیدست و بی نیاز است .
تنهاست ، ولی از تنهایی وحشتناک و ترسان نیست . بی کس است زیرا کسی نیست که تواند همسایه و همخوانه ی او گردد .
گیتی را از طبابع متضاد آفرید ، و آنچنان بین اضداد آشنایی و صفا برقرار کرد که آب را در
آغوش خاک انداخت و آتش را بر دوش باد سوار نمود .
غرائز سرکش و ماجراجویی که در نهاد بشر بهم مانوس و رفیقند ، اسرار ناگفتنی خلقت را با
صریحترین بیان میگویند ، و عظمت پروردگار را بفریاد گوشزد می کنند .
خداوندا ، آنانکه به تو دل داده اند ، انیسی مهربان و دوستی روشن مهر و نازنین یافته اند .
الهی ، آنانکه به تو توکل دارند ، بنای امیدشان بر پایه ای متین و محکم استوار است .
تویی که از پیدا و پنهانشان خبر داری ، و آشوب ضمیر آشفتگان را هم از آنها آشکارتر می بینی .
اسرار نگفتنی را به تو می گویند ، و هر چه می خواهند از تو می خواهند . در جهان می گردند
و از فراز و فرود زندگی را می پیمایند ، سیر آفاق می کنند و در فضای ا نفس پرواز می نمایند
از این همه گشت و گذار و از این همه سیر و سیاحت ترا می جویند و در اعماق دریاها و اوج آسمانها ترا می طلبند .
الهی ، اینان در دیار غربت پراکنده اند و سخت بیکس و بی آشنا بسر میبرند ، جهانیان از
عاشقان تو بیگانه اند و خود پرستا ن از سوز و گداز عشق بی خبر.
الهی ، هر آندم که از وحشت تنهایی به تنگ آمدند ، با یاد تو سرگرم می گردند و با دور نمای
وصال تو خوشحال و شادمان می شوند .
خوشند که شب هجران بپایان خواهد آمد و طلیعه ی دلنواز وصل آشکار خواهد شد .
همچون پرتویی که به خورشید باز گردد و همانند قطره ای که در دریا فانی شود ، هستی اندک
خود را در اقیانوس بی کران وجود محو خواهند کرد و در آغوش ابدیت فرو خواهند رفت .
خدایا ، آشفتگان تو چون از حوادث گیتی ونجور شوند ، بتو پناه می آورند و سختی بار مصائب
را با نوازش عشق تو آسان به منزل می رسانند .
اینان مطمئن اند که زمام امور به دست تست و بار کاخ هستی جز سلطنت جاودانت کرسی دیگر نیست .
پروردگارا ، دامنه ی لغات کوتاه است و هیجان ضمیر بی پایان ، دل می خروشد و جان مینالد ،
معانی در صندوق سینه بر سر هم توده و انباشته است ، کو آن واژه ای که بتواند ترجمان
احساسات باشد و اسرار دل را بی پروا فاش کند ؟!
پروردگارا ، هرآندم که زبانم راز نگفته خموش گردد . و گفتارم در آغاز به پایان رسد ، تو
اسرارم را ناگفته بدان و شکوایم را بینگارش بخوان ، مرا به مصالح فردی و اجتماعی دلالت
کن و مقدراتم را به سعادت محیط سوق ده .
اگر چه آرزوی من سخت دشوار و مشکل است ، اما در پیشگاه عضمت تو و قدرت تو ، ای
خداوند مهربان ، بسیار نا چیز و آسان انجام میشود .