؟!! اسماعیل تو کیست مطلب نوشته از شهید دکتر علی شریعتی است .

                                              به نام خداوند بخشنده و مهربان  

و اکنون در منی یی ، ابراهیمی ، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای .

اسماعیل تو کیست ؟؟؟

مقامت ؟ آبرویت ؟ موقعیت ات ، شغلت ؟ پولت ؟ خانه ات ؟ باغت ؟ اتومبیل

ات ؟ معشوقت ؟ خانواده ات ؟ عملت ؟ درجه ات ؟ هنرت ؟ روحانیت ات ؟

لباست ؟ نامت ؟ نشانت ؟ جانت ؟ جوانی ات ؟ زیبایی ات ؟  من چه 

می دانم ؟

این را تو خود می دانی ، تو خود آن را - او را هر چه که هست و هرکه هست - باید به منی 

آوری و برای قربانی ، انتخاب کنی ،  من فقط می توانم ( نشانی هایش را ) به تو بدهم :

آنچه تورا در راه ایمان ، ضعیف می کند ، آنچه تو را در ( رفتن ) ، به ( ماندن) می خواند ،

آنچه تو را در راه ( مسئوولیت ) به تردید می افکند ، آنچه تور ا به خود بسته است و نگه

داشته است ، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا ( پیام ) را بشنوی ، تا حقیقت را اعتراف کنی ،

آن چه تو را به ( فرار) می خواند ، آنچه تورا در توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند

، و عشق به او ، کور و کرت می کند ، ابراهیمی یی ، و ( ضعف اسماعیلی) ات ، تورا بازیچه

ی ابلیس می سازد . در قلعه ی بلند شرقی و سراپا فخر و فضیلت ، در زندگیت تنها یک چیز

هست که برای بدست آوردنش ، از بلندی فرود می آیی ، برای از دست ندادنش همه ی

دست آوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی ، او اسماعیل تو است .

اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شئ ، یا یک حالت ، یک وضع و حتی یک

( نقطه ی ضعف ) ؟ اما اسماعیل ابراهیم ، پسرش بود !! اسماعیل تو ممکن است فرزندت

نباشد ، تنها پسرت نباشد ، زنت ، شویت ، شغلت ، شهرتت ، شهوتت ، قدرتت ، موقعیتت،

مقامت .....

من نمی دانم ، هرچه در چشم تو ، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد ، هرچه تو را

در انجام مسئولیت ، در کار برای حقیقت ، سد شده است ، بند آزادیت شده است ، پیوند

لذتی شده است که تو را به ماندن با خویش می خواند ، ( همچون غل جامعه به زمین

استوارت بسته است ) و نمی گذاردت بروی ، همان که با ابلیس همداستان می شود تا

نگه اش داری ، همان که گوشت را ، در برابر پیام حق ، کر می کند و فهمت را تار و دلت را

چرکین ، همان که برایش عصیان در برابر فرمان ایمان و فراز از زیر بار مسئولیت سنگین و

دشوار را توجیه می کند هر چه و هرکه تو را نگه می دارد ، تا نگه اش داری ....!

این ها ، نشانه های اسماعیل است تو خود ، او را در زندگیت بجوی و بردار و اکنون که

( آهنگ خدا ) کرده یی ، در منی ذبح کن !

 

 

 

 

 

 

 

 

عارف بزرگ دانته

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

 سخنانی از دانته بزرگترین شاعرتاریخ ایتالیا 

1- زمین گلستانی که ما را این همه سنگدل می کند .

2-ایمان پایه و اساس امید و اعتقاد راسخی است به چیزی نادیدنی . به نظره من جوهره ی ایمان همین است .

3- اگر استعداد طبیعی خود را دنبال کنی ، بی شک به آسمان ها خواهی رسید .

4- انسان نباید هنگامی که دوستان مهم پیدا می کند ، نیکی هایی را که دوستان کم اهمیت به او کرده اند فراموش کند .

5- گناهان من بس ناشایست و زشت هستند ولی بخشش بی پایان خداوند شامل هر آن کس می شود که آن را طلب کند.

6- خداوند ، عشقی است که خورشید و دیگر ستارگان را به حرکت در می آورد .

7- خداوند ، به تو خرد داده است تا بتوانی خوب و بد را تشخیص دهی .

8- فکرت را باز کن ، به آنچه به تو می گویم گوش کن و آن را به خاطر بسپار ، چون اگر فقط گفته هایم را بفهمی هیچ چیزی نیاموخته ای بلکه باید آنها را به یاد هم بیاوری.

 

9- زندگی ، آن است که به سوی مرگ در شتاب است .!

10-عشق که شتابان در هر قلب مهربانی وارد می شود ، او را به خاطر زیبایی ام عاشق من ساخت ، زیبایی ای که دیگر آن را از دست داده ام و این حقیقتی است که مرا می آزارد . عشق ، که هر معشوقی را وادار به عاشق بودن می کند ، مرا به خاطر زیبایی اش آن چنان سخت عاشق او ساخت که هنوز عاشق او هستم .

 

11- من شعله های عشقی دیرین را می شناسم .

12- این انسان نیست که با اصالت زاییده می شود بلکه اصالت زاییده انسان های بزرگ است .

13- روح که هنوز هیچ نمی داند جز آن که خواهان بازگشت به سوی خداوندی است که او را خلق کرده است ، بسان دختری جوان از دستان خدواند رها می شود .

14- زمان می گذرد و انسان از آن غافل است .

 

15- آه ای وجدان ، ای سربلند و پاک ، چه نیش دردناکی است بر تو یک گناه کوچک .

16- سوزان ترین مکان جهنم در انتظار آنانی است که در دوران بحران های اخلاقی شدید به

بی طرفی خود ادامه می دهند .

17- غرور ، حسد ، حرص ، اینان شعله هایی هستند که روح انسان را به آتش کشیده اند .

18- به یاد داشته باش که امروز طلوعی دیگری ندارد .

19- در میانه راه زندگی ، در جنگلی تاریک به خود آمدم و دریافتم که از راه راست منحرف شده ام .

20- اگر دنیای حال به بیراهه رود ، دلیلش در وجود توست ، در وجود تو باید آن را جست .

21- شعله ای عظیم ، پیامد جرقه ای کوچک است .

22- ای انسان ، تو آفریده شده ای که به آسمان ها پرواز کنی ، برای همین با وزش بادی ضعیف سرنگون می شوی .

23- ای انسان اصل و منشا خود را به یاد داشته باش ، تو به دنیا نیامده ای که مانند حیوانات وحشی زندگی کنی بلکه آمده ای که در پی نیکی و دانش باشی

 

24- روحشان غمناک خواهد بود آنان که زندگی شان را بدون ستایش و سرزنش گذرانده اند .

25- شهرت دنیوی چیزی نیست جز نسیمی که هر لحظه به سویی می وزد و با تغییر مسیر نام عوض می کند .

26داناترین مردمان ، بسیار بیشتر از تلف کردن وقت رنج می برد .

   

     ای وجدان وفادار ، پاک بالطافت ، تا چه حد زخم اشتباهی کوچک برای تو دردناک است